زهرا اسلامى فرد
135
تاريخ فرهنگ و تمدن اسلام ( فارسي )
واليان در شهرهاى اصلى زندگى مىكردند و مؤسسات ادارى ( ديوانها ) نيز در آنجا داير بود . مسلمانان پس از فتح كشورها ، نظام ادارى را تا حد زيادى از اقوامِ بافرهنگ آنها فراگرفتند . اين درحالى بود كه دبيران و كارمندان مؤسسات ادارى - حتى بعد از پيروزى مسلمين - از ميان ساكنان بومى كه زبان محلى يونانى يا فارسى را به كار مىبردند ، برگزيده مىشدند . « 1 » دولت خلفا شبيه اتحاديهاى بود از ولايات بسيار كه ميزان وابستگى و ارتباط آنها با دستگاه خلافت متفاوت بود . رابطه قدرت مركزى با اين ولايات نيز بهصورت تسلط بر ادارات منطقهاى نبود ، بلكه هر يك از ولايات ، ديوان ويژهاى در بغداد داشتند كه به امور آن رسيدگى مىكرد . ديوانها نيز خود بر دو بخش بودند : يكى « اصل » نام داشت كه وظيفهاش تعيين و گردآورى و تحويل مالياتها به بيتالمال و حفظ و تقويت منابع مالياتى بود و ديگرى نيز « زمام » يا ديوان مال ناميده مىشد . پس از روىكار آمدن معتضد عباسى ( 289 - 279 ق ) و در پى آن با ادغام ديوانهاى ولايتى ، « ديوان الدار » يا « ديوان الدارالكبير » تشكيل شد كه سه بخش داشت : ديوان مشرق ، ديوان مغرب و ديوان سواد ( عراق ) . در سال 300 هجرى همه اين تشكيلات تحت اختيار يك رئيس درآمد و سازمان دولتى به دو ديوان بزرگ تقسيم شد : « ديوان اصول » و « ديوان الأزمه » كه اولى به وزارت كشور شبيه بود و دومى نيز به وزارت دارايى . هر يك از اين دو ديوان بزرگ ، شامل ديوانهاى ديگرى نيز مىشد كه خاص نواحى بودند . از آنجا كه وزير در مقام رئيس حكومت مركزى ، اداره ديوان عراق را برعهده داشت ، ديوانهاى ولايات در بغداد نيز در حكم ادارات كشورى بودند . « 2 » بدينسان در ادوار مختلف ، تشكيلات ادارى كشور بازسازى شد كه اين بىگمان ناشى از حركت به سوى تشكيلاتى پربازده و كارآ بود . اينك به معرفى چند ديوان مهم و شرح وظايف آنها مىپردازيم : 1 . ديوان انشا : تاريخ بهوجود آمدن اين ديوان به صدر اسلام باز مىگردد . پيامبراكرم ( ص ) كاتبانى در اختيار داشت كه آيات قرآن و همچنين نامههاى ايشان به امرا و پادشاهان را مىنگاشتند . پس از تأسيس ديوان يا دفتر ، در زمان خلافت عمر در هر شهر ، كاتبْ مأمور
--> ( 1 ) . همان ، ص 59 و 60 . ( 2 ) . آدام متز ، تمدن اسلامى در قرن پنجم هجرى يا رنسانس اسلامى ، ص 95 و 96 .